loading...
مرکز دانلود مذهبی
دانلودی ها

با عرض سلام و خوش آمد، خدمت شما عزيزان
اين وبلاگ سعي دارد به مرکز دانلود منتخب مذهبي تبديل شود و زيباترين گنجينه هاي صوتي، تصويري و... را براي دانلود در اختيار شما قرار دهد.
براي توسعه ي وبلاگ و زيبا سازي به نظرات شما عزيزان  نيازمنديم
عزيزاني که علاقه مند به اشتراک گذاشتن صوت، متن و... يا همکاري در هر بخشي هستند، درخواست نويسندگي خودشون را 
براي ما ارسال نمايند...
09210866270
خبر انلاین بازدید : 346 یکشنبه 15 آذر 1394 نظرات (0)
ماموران‌ همراه‌ با پدر فهیمه‌ به‌ میدان‌ آزادی‌ رفتند و با دختر جوان‌ روبرو شدند. فهیمه‌ همان‌ موقع‌ همراه‌ ماموران‌ به‌ دایره‌ یازدهم‌ آگاهی‌ تهران‌ رفت‌ تا در آنجا شكایت‌ خود را مطرح‌ كند.
 
ماموران‌ كنجكاو بودند كه‌ بدانند چه‌ بلایی‌ بر سر فهیمه‌ آمده‌ و چگونه‌ به‌ تنهایی‌ برگشته‌ است‌. فهیمه‌ كه‌ بشدت‌ ترسیده‌ بود ماجرای‌ ربوده‌ شدنش‌ را چنین‌ تعریف‌ كرد: روز دوم‌ اسفندماه‌ از آموزشگاه‌ بیرون‌ آمدم‌ تا به‌ خانه‌ برگردم‌. در میدان‌ نور سوار خودرویی‌ شدم‌ كه‌ سه‌ سرنشین‌ داشت‌.
 
هر سه‌ پسر جوانی‌ بودند كه‌ یكی‌ از آنها در صندلی‌ جلو و دیگری‌ در صندلی‌ عقب‌ نشسته‌ بود. جوان‌ سوم‌ هم‌ رانندگی‌ می‌كرد. در میانه‌ راه‌ پسر جوانی‌ كه‌ در صندلی‌ عقب‌ نشسته‌ بود، چاقویی‌ از جیبش‌ درآورد و به‌ پهلویم‌ فشار داد.
 
می‌خواستم‌ فریاد بزنم‌، اما دستهایش‌ را روی‌ دهانم‌ گذاشت‌ و مرا روی‌ صندلی‌ خواباند. آنها در تاریكی‌ شب‌ به‌ سمت‌ یافت‌آباد راه‌ افتادند و مرا در منطقه‌ چهاردانگه‌ به‌ اتاقكی‌ در حاشیه‌ یك‌ زمین‌ كشاورزی‌ بردند. به‌ آنها التماس‌ كردم‌ كه‌ با من‌ كاری‌ نداشته‌ باشند، اما هر سه‌ با زور وحشیگری‌ به‌ من‌ تجاوز كردند و بعد مرا در اتاقی‌ انداختند و زندانی‌ام‌ كردند.
 
فردای‌ آن‌ روز هم‌ دو جوان‌ افغانی‌ كه‌ كارگر زمین‌ كشاورزی‌ بودند به‌ سراغم‌ آمدند و به‌ من‌ تجاوز كردند. چند بار می‌خواستم‌ خودم‌ را بكشم‌، اما نشد. مدت‌ چهار شبانه‌ روز در آن‌ خانه‌ كوچك‌ زندانی‌ بودم‌، تا اینكه‌ روز پنجم‌، سه‌ پسر جوان‌ برای‌ انجام‌ كاری‌ از آنجا رفتند، ساعتی‌ بعد به‌ سراغ‌ یكی‌ از كارگران‌ افغانی‌ رفتم‌ و با دادن‌ مقداری‌ پول‌ و زنجیر طلایم‌ از او خواستم‌ كه‌ یك‌ اتومبیل‌ برایم‌ بگیرد.
 
او هم‌ پذیرفت‌ و با گرفتن‌ پول‌ و زنجیر طلا مرا سوار اتومبیل‌ كرد تا از آنجا بروم‌… بعد از صحبت‌ های‌ فهیمه‌، كارآگاهان‌ به‌ منطقه‌ چهاردانگه‌ رفتند و دو كارگر افغانی‌ به‌ نام‌ اوصف‌ و شكور و پسرجوانی‌ به‌ نام‌ مصطفی‌ )19ساله‌( را كه‌ راننده‌ اتومبیل‌ بود، دستگیر كردند.
 
اوصف‌ و شكور به‌ تجاوز به‌ دختر جوان‌ اعتراف‌ كردند و مصطفی‌ در بازجویی‌ اولیه‌ گفت‌: من‌ راننده‌ بودم‌ و از ماجرای‌ آدم‌ربایی‌ خبر نداشتم‌ و یكی‌ از دوستانم‌ به‌ من‌ گفته‌ بود كه‌ در منطقه‌ میدان‌ نور با دوست‌ دخترش‌ قرار دارد. من‌ هم‌ با آنها رفتم‌، اما وقتی‌ دختر جوان‌ سوار ماشین‌ شد.
 
دوستم‌ با چاقو او را تهدید كرد و به‌ زمین‌ كشاورزی‌ برد. اما همین‌ جوان‌ در بازجویی‌های‌ بعدی‌ اعتراف‌ كرد كه‌ او نقشه‌ آدم‌ربایی‌ را می‌دانسته‌ و به‌ دختر جوان‌ هم‌ تجاوز كرده‌ است‌. كارآگاهان‌ با اطلاعات‌ به‌ دست‌ آمده‌، یكی‌ از همدستان‌ او به‌ نام‌ داود را كه‌ در ربودن‌ فهیمه‌ شركت‌ داشت‌ دستگیر كردند.
 
اما هنوز سومین‌ جوان‌ فراری‌ است‌. پرونده‌ این‌ آدم‌ربایی‌ به‌ شعبه‌ 77 دادگاه‌ كیفری‌ استان‌ تهران‌ فرستاده‌ شد و دیروز در دادگاه‌ مصطفی‌ و همدستش‌ داود به‌ ربودن‌ دختر و تجاوز به‌ او اعتراف‌ كردند. اكنون‌ تلاشی‌ دوباره‌ برای‌ دستگیری‌ سومین‌ جوان‌ متجاوز آغاز شده‌ است‌ تا قاضی‌ دادگاه‌ حكم‌ خود را درباره‌ متهمان‌ صادر كند.
 
بنا به گزارش خبرنگار ما؛ پرونده این جنایت سیاه كه با توجه به اقرار صریح ربایندگان دختر جوان به تجاوز به عنف به نظر مى رسد آنان با مجازات اعدام روبرو شوند به شعبه ۷۷ دادگاه كیفرى استان تهران ارجاع شده است وقرار است ۵ قاضى به اتهامات هولناك عاملان جنایت سیاه رسیدگى كنند.
 

 

ارسال نظر برای این مطلب

کد امنیتی رفرش
درباره ما
Profile Pic
دل خوش ازآنیم که حج میرویم
غافـل از آنیم کـه کج مـیرویــم
کعبه به دیدار خدا میرویم
او که همینجاست کجا میرویم
حج بخدا جز به دل پاک نیست
شستن غم از دل غمناک نیست
دین که به تسبیح و سر وریش نیست
هرکه علی گفت که درویش نیست
صبح به صبح در پی مکر و فریب
شب همه شب گریه و امن یجیب
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    از وبلاگ خوشم امد؟
    کدهای اختصاصی





    Powered by WebGozar

    محبوبیت در گوگل

    SusaWebTools